مشاوره و پرسش و پاسخ

منبع: سایت راز مشاور

http://razmoshaver.com/

مهسا

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

باسلام. من ۲۵ سال سن دارم.دانشجوی ارشد هستم. توی دانشگاه با پسری آشنا شدم که ۲سال از

من بزرگتره.من واون از دوشهر مختلف اومدیم .اوایل آشنایی رابطمون خیلی خوب بود. همش بهم زنگ میزد تا حالم وبپرسه. همش با هم بیرون

میرفتیم تا اینکه یه شب که باهم بیرون بودیم دستم وگرفت وگفت: ببین من قصد ازدواج با تورو ندارم فقط ازت میخوام باهم رابطه جنسی داشته

باشی.من خیلی جا خوردم و خیلی ناراحت شدم. بهش جواب منفی دادم. تا ۳ماه دنبالم بود و توجهش به من کم نشده بود. تا اینکه فهمید جواب من قاطع

هست و قصد ندارم باهاش رابطه ی جنسی داشته باشم.الان توجهش به من خیلی کم شده. وقتی بهش زنگ یا اس میزنم با سردی جواب میده. من

وابستش شدم. چه کار کنم که فراموشش کنم؟از طرفی هم قصد ازدواج نداره و نمیخواد باهام ازدواج کنه. آیا ممکنه برگرده؟ تو روخدا کمکم کنید

شبانه روز گریه میکنم. لاغرو رنگ پریده شدم.من عاشقش شدم چون فکر میکردم دوستم داره ولی اون اینطور که پیداست من و برای خوشگذرونی

میخواست. :( خواهش میکنم کمکم کنید)

راز مهسا، آقای دکتر جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

برقراری روابط دوستی در ایران به دلیل اینکه شرایط ی نیاز جنسی در غیر از ازدواج فراهم نیست

معمولا به قصد برقراری رابطه بین دو طرف صورت می گیرد یا اینکه یکی از دلایل آن محسوب می شود. بنابراین معمولا درخواست افراد از طرف مقابل

تن دادن به این رابطه است. در صورتی که تمایل به این رابطه ندارید و تربیت شما به گونه ای است که این رابطه را منوط به ازدواج می دانید بنابراین

بهترین تصمیم را گرفته اید و ادامه رابطه باعث آسیب بیشتر به شما خواهد شد و مجبور خواهید شد به رابطه ای تن دهید که علاقه ای به ان نداشته

و صرفا به خاطر حفظ طرف مقابل بوده است.

در بخش مقالات راه کارهای مقابله با سوگ را مطالعه نمایید.

و در صورتی که علاقه به این روابط ندارید سعی کنید در گروه های دوستی قرار گیرید که امکان ابراز

عشق دو طرفه کمتر است.

با ارزوی موفقیت

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

بارون

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

سلام.من دختری ۲۱ساله هستم که دوسال هست با یک پسر هم سن خودم که فقط دو ماه از من

بزرگتره آشنا شدم و به هم علاقه مندهستیم…من دانشجو سال دوم دانشگاه هستم و ایشون هم سال آخر هست و فوق دیپلم میگیرن…درابتدا ی

دوستی باید بگم که قصد ازدواج نداشتیم اما چندماه و بعد از یک شناخت اجمالی تصمیم به ازدواج گرفتیم و تواین مدت دو سال فقط از علایق و

خواسته هامون و خصوصیت ها و هدفها و خانوادهامون صحبت کردیم طوری که وقتی دیدیم ب این نتیجه رسیدیم کا چقد کیس مناسبی برتی هم

هستیم…طوری که ایشون میگن همون کسی هستن که کسی که میخان هستم و من هم به همین نتیجه رسیدم…تو این مدت دوسال خاستگارامو ب

دلیل علاقه ای که ب ایشون دارم و تحمل جدایی از کسی که فکرمیکنم خوشبختمو ندارم رد کردم ب امید اینکه بهم برسیم..البته ایشونم میگن که

ازم نمیتونن جدابشن…تا حالا امتحان های زیادی رو راجب هم کردیم یعنی من ایشونو امتحان کردم و ایشون منو.خلاصه وقتی ایشون از خصوصیتاش

واسه من میگفت از علایقشش و من رفتاراشو میدیم عاشقش شدم اونم همین حسو داره و بهم گفته بخاطر خصوصیات خوبمه که کنارمه و

عاشقمه…الان بعد دوسال من برام یک خواستگار خوب اومده که وکیل هستن و خانواده ای که این آقارو معرفی ردن گفتن که این آقا چه جوان برازنده

و خوبی هستن و در هر خونه ای رو برای ازدکاج نمیرن…باید بگم عشقم امسال فارغ التحصیل میشه و دانشجوی صدا و سیمتست و در مهرماه امسال

مشخص میشه که کدوم ازشهرها برای کار میفته یعنی تعیین مرکز میشه ..خودش که میگه تو بخش تعیین مرکز تهران و شهر خودمونو انتخاب میکنه

)من خودم مرکز استان زندگی میکنم و ایشون یکی از شهرستانهای استان( در همین موقعیتم خاستگارم منتظر اجازه برای اومدن خواستگاری هستن از

طرفیم من ب این آقا علاقه دوطرفه ای داریم چطور اگه این خواستگارم جواب مثبت بدم پس عشقم پی میشه…باید بگم مشکل بزرگیم که داریم اینه

که خانوادهامون سنتین و با ازدواج دوستی مخالفت میکنن..ولی از طرف دیگه هم ماعاشق هم شدیم چجوری جدابشیم.خانوادهامونم هیچ اطلاعی ندارن

جز خاله عشقم که اونم ب طور کامل خبر نداره فقط میدونه که عشقم بایکی هست همین…الان موندم چکارکنم ازدواج کنم یا منتظر عشقم بمونم آخه

اگه تعیین مرکز مهرماه رو شهرمن بیفته راحت میتونیم دلیلی مصلحتی بیاریم که به کسی ضرری نرسه و بعد از دوسال امریه یا سربازی خانوادهارو

مطلع کنیم…البته دوسم نداریم شروع زندگیمون با دروغ باشه ..ایشون میگن نمیخان به خانواده بگن دوست بودیم چون هم نمیذارن و هم نمیخان

راجب من فکر بدی بشه..چون خداشاهده ما تو این دوسال فقط ازآینده حرف زدیم خیلی زیاد هم همو ندیدیم ولی اینم نبوده که همو ندیده باشیم

رابطمون هم معمولی بود و و این چیزام نداشت چون ب من گفتن اگه آدم واقعا عاشق کسی باشه بهش خیانت نمیکنه چون از نظرمن با ی

دختر یعنی خیانت …به من اینطوری گفتن..حالا موندیم چکارکنیم ولی فقط ی تصمیم گرفتیم که من بخاطر اینکه تو این دوسال خواستگار رد کردم بهگم

بیان ولی به یک بهانه ای دذ کنم و تنها دلیلم از این کار این باشه ک من ندیده خواستگار رد نمیکنم یا مشکلی ندارم …بعدهم تعیین مرکز اگه افتاد

شهر من بریم دوتایی کلاس موسیقی ثبت نام کنیم و ایشون ب خانوادشون بگن ک منو کلاس موسیقی دیدن و خوششون اومده و منو ب خانواده معرفی

کنن و من هم همین دلیلو بیارم..تا هم دروغ نگفته باشیم و هم بهم برسیم البته این کلاس موسیقی بعد از امریه یعنی سربازی کاریشون باید اتفاق

بیفته…بعد دوسال امریه هم خانوادهارو با دلیل کلاس موسیقی مطلع کنیم…از طرفیم میگیم ک خالشو واسطه کنیم که بازم میگن ک نمیخان خالشون

فکر بد راجب من کنه الانم ب من گفتن ک خواستگارو رد کنم و منتظر بمونم تا حواب تعیین مرکز معلوم بشه…ازطرفی میترسم خواستگارمو ردکنم و

ازدواج با ایشونم خدانکرده صورت نگیره و دیگه هم موقعیت خوبی نداشته باشم این ترسم دارم…تورو خدا کمکم کنید…چ راهی درسته من از اولشم

ب خدا توکل کردم میگم اگه با این خواستگار ازدواج کنم بعد تو زندگی چون عاشق کسی دیگه بودم زندگی با این خواستگار تباه بشه براش یعنی

نمیخام زندگی کسیو خراب کنم…راه درست ب نظر شما چیه ..من چکار باید بکنم؟ چه کاری ک درسته؟من با عقلم عاشق شدم وقتی دیدم خصوصبت

اخلاقی خوبی دارن و بامنطق هستن وبهم توهین و بیاحترامی نمیکنن عاشقشون شدم درحالی که مثل خودم ازخانواده معمولی هستن و و زیبا هم

نیستن ولی من اونقدر زیبایی باطن دیدم که اصلا ظاهر واسم مهم نیست…حالا چکارکنم..به نظر شما تصمیمی که گرفتیم درسته؟؟؟؟

راز بارون ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

گزینه دوستی و ازدواج دو گزینه متفاوت است شما شاید کسی را دوست داشته باشید و به عنوان

گزینه ازدواج به ان فکر کنید ولی تصمیم نهایی بنا به شرایط ایشان و نیز نظر خانواده بستگی دارد بنابراین احتمال دارد فردی شرایط دوستی داشته

باشد اما شرایط  ازدواج نداشته باشد .

به نظر من بهتر است گزینه ازدواج ایشان را نیز مانند دیگر خواستگاران نزد یک مشاور بررسی نمایید و

در نهایت با خانواده روی بهترین گزینه رای دهید. و بهترین انتخاب را برای زندگی اینده خود داشته باشید که شانس خوشبختی در بهترین انتخاب است

نه دوست داشتنی ترین انتخاب.

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

سارینا

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۷۷/۸/۱۷
موضوع روانشناسی

سلام من سارینا هستم و۱۶ سالمه و الان بایه پسر۲۴ساله در رابطه هستم و خیلی هم همدیگه رو

دوست داریم به قول خودش خیلی هم پر توقع هست همشهری خودمون هم هستش یعنی تو شهرخودمون داره زندگی میکنه ، الان بیشترین نگرانی

من این هستش که نه اون یه روز من رو کنار بزاره و بره ،میخواستم در این باره بهم یه کم کمک کنین اگه امکانش هست؟

رازسارینا ، آقای دکتر  جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

ارتباط از هر زمانی که شروع بشه نیازمند حمایت خانواده هاست . با توجه به اینکه سن شما به سن

قانونی نرسیده است ارتباط با پسری به این سن و سال خطر افرین و دارای مشکل است بنابراین بهتره در این زمینه خانواده و مادر اطلاع داشته باشند و

فرد در صورتی که تمایل دارد برای خواستگاری اقدام نماید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۲/۱۸

ندا

جنسیت: زن
وضعیت تاهل: مجرد
سال تولد: ۷۳
موضوع: روانشناسی
سلام‌

ممنون از راه اندازیه این وبگاه امیدوارم بتونم مشکلم رو اینجا حل کنم .

دوستی دارم برام مثل برادره

عمیقا دوستش دارم
۳۲ سالشه ، اما رفتارایی میکنه ،  کارایی رو انجام میده که معقولانه نیست
بچگانس
مغروره ، عادت داره ب همه از بالا نگاه کنه
فکر نکرده رفتار میکنه ، حرف میزنه
مثل یه پسر بچه ی بی تربیت ۱۲ ساله

مدام باید بهش گوشزد کنم که اینکارو بکن این کارو نکن ، عیبه ، زشته ،

بده

یکم با وقار باش ، یکم متین باش ، یکم مرد باش
بی تربیت نباش
بیشتر از اینکه دوست و برادرم باشه ، مثل بچمه
دیگه کم اوردم ازینکه مدام گوشزد کردم بهش
خودش رو مرکز دنیا میدونه
و هر چی باهاش حرف میزنم گوش نمیکنه
هر چند حق هم داره ۳۲ سال اینطوری زندگی کرده
تک بچه بوده و از بچگی نازشو کشیدن و عزیز دردونه بوده
ممنون میشم کمکم کنین

راز ندا جان، خانم تاچارا روحی

کریمی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام ندای عزیز

توضیحات شما در مورد دوست مثل برادرتون کافی نیست… اما با توجه به

مطالب گفته شده…. نقش والد شما در مورد این اقا پررنگ ه … باید خود دوستتون برای حل مشکلشون به روانشناس مراجعه کنن… چون شرح حال

خودشونو توضیح بدن… و شاید کارهایی رو که شما یک ایراد برآورد کردین نظر خودشون این نباشه….

راه حل برای خود مرد ۳۲ ساله مراجعه به روانشناس

و برای شما … اینکه نقش خودتونو بعنوان یک دوست بپذیرید …. و نه یک والد

…..

با آرزوی بهترینها برای شما ندای عزیز
کریمی  ۱۳۹۴/۰۲/۱۵

مسعود..

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۲
موضوع روانشناسی

با سلام مشکل من مربوط به برادرم است ۱۴ سال دارد. گاهی که اعصبانی می شود از حالت عادی خارج

شده و ماننده افراد شبه دیوانه رفتار میکند امشب که کمی مشاجره داشتیم در کمال نابوری اقدام به چاقو کشی کرد اگه خودم را کنار نمی کشیدم

معلوم نبود چه می شد نمی گوییم که ما هم بی تقصیریم رفتار ماهم پر از ضد و نقیص است که او را بیشتر بر اشفته می کند ولی چنین رفتاری تا حالا

از کسی ندیده بودم درخواست کمک دارم میترسم کاری که نباید انجام شود صورت بگیرد.

راز آقا مسعود، آقای جلال مرادی

به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

رفتار پرخاشگری زمانی بروز می کند که فرد در رسیدن به مقصود خود ناکام مانده و از خشم خود به

عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف استفاده می نماید.

برای درک علل پرخاشگری و مدیریت آن توصیه می شود ایشان به صورت حضوری بررسی شوند.

توصیه های را نیز برای مدیریت در خانواده دارم که به ترتیب زیر می باشند:

۱- صمیمت، صمیمیت در خانواده امری لازم و ضروری است زیرا سهم مهمی در کاهش خشونت در خانواده دارد

بسیاری از رفتارهای خشونت آمیز به این دلیل است که صمیمیت بین طرفین وجود ندارد. صمیمیت هنگامی افزایش می‌یابد که افراد خانواده درامور

زندگی با یکدیگر مشارکت داشته باشند. همچنین اعتماد و اطمینان در مشارکت بین اعضای خانواده باعث صمیمیت می‌شود.

۲- تامل و سکوت، یکی از بهترین راه‌های کنترل خشونت در خانواده کنترل رفتار خویشتن در مواقعی است که یکی

از اعضای خانواده به تحریک دیگری بپردازد. بهترین شکرد در این هنگام آن است که دیگران ست اختیار کنند تا آن فرد هم آرامش پیدا کند سپس

در یک فرصت مناسب با هم به بحث و بررسی بپردازند.

۳- تخلیه یعنی اینکه به طور مستقیم جواب خشونت را ندهیم. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که پرخاشگری حلاکی

و حتی فیزیکی علاوه بر اینکه خشم را کاهش نمی‌دهد بلکه باعث افزایش آن نیز می‌شود. ۴- مدل پرخاشگری غیر پرخاشگرانه (قدم زدن و…)،

تحقیقات نشان داده که افرادی عادی که پرخاشگری خود بدون رفتار پرخاشگرانه بروز دادند بعد از این کار سطح کمتری از پرخاشگری را داشته‌اند ولی

به طور کل این روش هم زیاد موثر نیست.

۵- تنبیه، درطول تاریخ یکی از وسایل اجتماعی برای کم کردن میزان خشونت تنیه بوده‌است که توسط آن جلوی

تجاوز، خشونت و دیگر رفتارهای پرخاشگرانه را می‌گرفتند ولی در حال حاضر علما معتقدند که تنبیه به طور موقت جلوی خشونت حاضر را می‌گیرد و

برعکس در طولانی مدت به طور مستقیم باعث تقویت آن می‌شود درحال حاضر تنبیه بدنی از طرف سازمان بهداشت جهانی ممنوع شده‌است.

۶- صحبت کردن در مورد مشکل، بهترین روش برای کاهش پرخاشگری صحبت کردن در مورد آن است این تکنیک

به طور عملی به دو صورت عملی است ولی اینکه در لحظه‌ای که پرخاشگری به حد اعلای خود می‌رسد یکی از طرفین سکوت اختیار کند و سعی کند غائله

را ختم کند ولی بعد از اینکه طرفین آرام شدند و مدتی نیز گذشت با خونسردی مطالب را با یکدیگر در میان می‌گذارند و آن را حل و فصل

می‌کنند.

درمان پرخاشگری:

برای درمان پرخاشگری گام اول شناخت و ریشه یابی علت یا علل پرخاشگری است با شناخت این عوامل می‌توان

همکاری‌های لازم را برای کاستن از میزان و شدت پرخاشگری ارائه نمود مانند سرگرم نمودن فرد مهر و محبت و دلجویی آموزش تنهایی فکرکردن صبرو

متانت نشان دادن در مواقع پرخاشگری تشویق جهت استحمام وروش گرفتن اجرای عدالت در منزل برآورده کردن نیازهای کودکان و نوجوانان مساعد

ساختن جو آزادی‌های کنترل شده جلوگیری از توهین و ناسزا گفتن به آنها و یا مقابله به مثل نکردن با آنها جلوگیری از تهدید و ترساندن الگوهای خوب

را به آنها نشان دادن رهنمودهایی در مورد سازش و جوشش با دیگران تشویق به بازی‌های گروهی و رعایت بتراکت و قوانین در زندگی با دیگران عادت

دادن به آنا به گذشت یاد دادن انتقاد صحیح به آنها جهت تخلیه و سبک شدن و آرامش یافتن و در پایان چنانچه رعایت عوامل فوق تأثیری نداشت

می‌توان از عوامل دیگری مانند توبیخ اخطار تحکم علامت مقابله به مثل تنبیه و قهرو… استفاده نمود.

موفق باشید

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۲/۰۷

 
جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۹
موضوع روانشناسی

سلام. مدت ده سالی است که ازدواج کردم. در اوایل روابط شویی، مشکلی در برخی از ارتباطاطم

وجود داشت که جدی نگرفتم. اما حالا کم کم داره اذیتم میکنه، البته باز هم چنان واسم مساله ای نبود تا اینکه اتفاقی رخ داد. در برخی موارد، هر وقت

شوهرم به اوج لذت جنسی میرسید، به حالت عجیبی فرو می رفت، انگار خواب بوده اما تمام کارهایش مثل زمان بیداری بود. مثلا گاهی وقتی که خوابه،

با من آمیزش می کرد، درست حالتی که بیداره اما با چشمانی بسته، اونوقت باید با تکان محکمی بیدارش میکردم، که پس از باز شدن چشمهایش تعجب

می کرد که چرا در این وضعیته و می گفت تو تو خواب با من کاری کردی. اصلا هم یادش نمی اومد که چه کاری انجام داده. حتی بعضی مواقع که صبحها

ازش میپرسیدم دیشب چه کردی میگفت هیچی در صورتی که آمیزش انجام داده بود و یادش نبود. و عادتی داشت هر وقت که دچار این حالت میشد،

حرف میزد. یکبار در بین حرفهایش اتفاقی و برام شرح داد که نمیدونم صحت داره یا نه. منم از ترس حقیقت داشتن ماجرا، پیگیری نکردم. میگفت که

رابطه ای با نزدیکان داشته، و چندوچونشو یادش نمی اومد. میگفت خواب بوده و چیزی یادش نمیاد. همیشه بعدش خوابهای ترسناکی میدید و بلند

میشد. شاید نزدیک به شش سال از این جریان بگذره. اون موقع تو بیداری هم اعتراف کرد که عمدی نبوده، اما حالا یادشم نمیاد که من چنین چیزیو

میدونم. ولی جدیدن هنگام آمیزش موقع حرف زدن هنگام حالت خوابش از ویژگیهای جسمی دونفرمون صحبت میکنه؛ که خیلی آزارم میده. البته

نگرانیهایی که از این جریان در مورد صحت بودنش دارم، یه طرف، موضوع اصلیم نحوه ی رفتارشه. به نظر شما این یک نوع بیماریه و چه باید کرد. با

توجه به اینکه دارای فرزندان دختر و پسر هستم. نگرانم در دست پدر به اشتباه اسیر نشن و هم اینکه اکثر مواقع چون روی شکم میخوابه، تو عالمش

انگار داره با من آمیزش میکنه، عمل انجام میده و متوجه نیست که بچه ها کنارشنو دارن میبیننش؛ البته من همیشه تا حالا حواسم بوده که این حالت

در جلوی دید بچه ها اتفاق نیفته. در ضمن از نوشته هام شوهرم خبر نداره چرا که صددرصد جبهه خواهد گرفت، ممنون میشم که هم متنم و هم

جوابم بصورت خصوصی بمونه. در ضمن تعداد دفعات آمیزش هم در هفته زیاده؛ تمایل زیادی هم به آمیزش هرشب داره. بهتره به این نکته اشاره کنم

که فرد مورد نظر در نزدیکی ما خوابیده بود، ما اونشب مهمان بودیمو فقط سه نفر بودیم. ممنون

راز سارا خانم، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

انجام برخی فعالیت های معمول در خواب توسط برخی افراد صورت می گیرد ولی اینکه فرد یک فعالیت

نادر مانند رفتار جنسی را فقط انجام دهد نادر و نیاز به بررسی بالینی دارد. در این زمینه باید علاوه بر مصاحبه اسکن مغزی و نوار مغز نیز گرفته شود تا

دلیل فعالیت های در خواب مشخص گردد.

بهترین حالت برای پیشگیری و اسیب ندیدن دیگران این است که به طور معمول در اتاق خودتان بدون

حضور کس دیگری بخوابد و نیز در اسرع وقت مورد پایش بالینی قرار گیرد.

البته رفتار جنسی ایشان که خواهان رابطه هر شب است نوعی رفتار جنسی معمول است و این زمینه

زیاد نباید مورد توجه قرار گیرد بلکه رفتار جنسی در خواب ، فراموشی و به یاد نیاوردن رابطه و… مد نظر ماست.

خواهشمند است در اسرع وقت برای بررسی بالینی و مغزی مراجعه نمایید.

برای شما ارزوی موفقیت و سلامتی دارم.

جلال مرادی      ۱۳۹۴/۰۲/۰۳

زهره

سلام خسته نباشید .من ی مشکله بزرگ دارم این که خیلی شکاکم این شکاک بودن داره کسی ک خیلی

دوسش دارمو ازم میگیره.باید چیکار کنم؟؟؟

راز زهره خانم، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

 روابط بین فردی بر اساس دو مقوله ارتباط و عواطف شکل می گیرند. در سطح ارتباط فرد باید اداب

معاشرت مناسب و تعامل اجتماعی با اطرافیان داشته باشد و صحت کار و اطمینان از طریق شفافیت قابل نظارت بررسی خواهد شد.

اما در سطح عواطف که مختص به ابراز عواطف به اعضای خانواده، همسر(شریک عاطفی) و دوستان

نزدیک است فرد روابط صمیمانه ای را شروع می کند و اعتماد بر اساس اطمینان قلبی و پذیرش بدون قید و شرط و نیز حمایت از ارکان ارتباط

است.

اگر بنا به هر دلیلی این اطمینان از بین برود تلاش فرد برای ساختن باید باشد ولی شما باید بدانید که

در حال حاضر در شرف ارتباط عاطفی هستید و تعامل ارتباطی شما باید بر اساس اعتماد توام بر نظارت با فرد دیگر باید باشد.

بهتر است برای حل این مساله حضوری مراجعه نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۲/۰۳

هانیه

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد  
موضوع روانشناسی

با سلام و خسته نباشید دختری هستم ۲۳ ساله ساکن تهران در یک خانواده مذهبی.۵ ماهی هست که

از طریق شبکه های اجتماعی با پسری دوست شدم و همدیگر را ملاقات کردیم و از هم خوشمان امد…او هر زمان که منو میبینه میبوسه و از من کارای

خلاف عقایدم میخواد .تا حدودی به کارهایی که خواسته رو انجام دادم چون میگه من تورو برای ازدواج میخوام ….ولی من میترسم …احساس گناه

میکنم …میگه دوستم داره ولی شک دارم….چند دفعه خواستم ترکش کنم نزاشت …میگه این کارایی که میکنیم طبیعیه همه انجام میدن ولی من

احساس گناه میکنم و هم اینکه احساس میکنم اینجوری شخصیت خودمو زیر سوال بردم…اولین پسری هم هست که باهاش تا این حد پیش

رفتم….نمیدونم باید چیکار کنم ….ازش جدا شم ایا؟؟؟ میگه میگیرمت ولی باید ۲سال صبر کنی خودمو جمع و جور کنم …وضع مالی خوبی هم دارن و

ما وضع متوسطی داریم که میگفت شاید یکی از مشکلات سر راه ما همین اختلاف طبقاطی باشه… نمیدونم …کمک کنید…ایا همین جا رابطمو تموم کنم یا

نه؟؟؟؟؟؟از اینده میترسم دنبال یه راه حلم… خواهشا جوابمو شخصی بدید ممنون

راز هانیه ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

برای ایجاد ارتباط بنا به تناسب های فرهنگی باید رعایت حریم شخصی خودمان را داشته باشیم. سعی

کنید اداب معاشرت و تعامل اجتماعی و حفظ حریم شخصی را عقب ماندگی فرهنگی به حساب نیارید. بنابراین پیشنهاد می کنم اگر درخواست های ایشان

خلاف میل و عرف اعتقادی شماست بدون درگیری و با قاطعیت جواب رد دهید. و بدانید در حال حاضر کشورهای متمدن و جامعه امریکا نیز به این باور

رسیده اند که ارتباط عاطفی و جنسی امن فقط و فقط با همسر یا شریک مطمئن باید انجام شود و در قالب خانواده باید باشد و بهتر است تا حدودی

خانواده و به خصوص مادرتان در جریان ارتباط شما باشند.

موفق باشید

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۱/۳۱

 حسینی

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۴۲
موضوع روانشناسی

سلام وعرض ادب فرزند دختری نوجوان(متولد۲۲-۳-۷۹) دارم که حدود یک سال است با تعویض

استادش دچار آسیب روحی شدید شده است،لازم به ذکر است تا قبل از این موضوع این بچه بصورت خود جوش وبدون نیاز به والدین تمامی دروس

خود را بطور دقیق پیگیری و هموار ه نمونه ونخبه بود،وحتی با شروع سال تحصیلی به مدرسه رفت ولیکن رفته رفته اشتیاق وذوق او ابتدا با مقاومت

وسپس تمرد ونهایتا”به درد های شکمی ،که بنده به دلیل مهم بودن وضعیت جسمی اش ترجیح دادم به مدرسه نرود وحدود سه ماهی را بنظر می آمد

ریلکس وراحت است وکا ر وکلاس بیرونش را بطور دقیق پیگیری ودنبال می کرد،ومن که همواره افسوس روزهای گذشته را می خوردم پس از کلی

دوندگی وبه قول معروف گرو گذاشتن ریش وخواهش والتماس قبول کرد به مدرسه برود،این شیرینی بیش از یک هفته هم دوام نداشت وبا اندک

تلنگری از سوی مادرش که “توچرا مثلا”پاسخ درس فلان استاد را نمی دهی تبدیل شد به تمرد دوباره انزوا طلبی و اوهام که من را چرا به دنیا آوردی

ومن یک روح مرده ام در این جسم،لازم به ذکر است دختر من نوازنده برتر ساز ایرانی سنتی کمانچه واز نخبه های تنها هنرستان موسیقی دختران

تهران است، واکنون مشکل من نرفتن مدرسه دخترم نیست و درد این است که او اکنون هیچ کاری انجام نمی دهد ،مثلا” روزی هشت ساعت تمرین

ساز داشت ،کلاس زبان میرفت که این کلاس را به دلیل مشغله اش حذف کرده بود واکنون عاجزانه تقاضا دارم این حقیر را مشاوره فرمایید ضمنا به

هیچ وجه به کلینیک برای مشاوره نمی آید،اگر مشاوری متخصص داوطلب باشد در منزل صمیمانه تشکر می کنم،ارادتمند ……حسینی

راز آقای حسنی ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

در خصوص وضعیت فعلی دخترتان نیاز است بررسی شود که میزان وابستگی و علت آن به استادش را تعریف نمایند.و  بعد از تحلیل نوع

ارتباط و میزان وضعیت روانی و عاطفی ایشان برنامه ریزی برای ایشان خواهیم داشت.

ولی نکاتی که باید به دقت صورت گیرد:

۱- به کودک بیاموزیم که دیگران با ما ارتباط دارند و روابط عاطفی ما با آنها عقلانی نیست بلکه روابط نوعی ارتباط اجتماعی و اداب معاشرت

است.

این الگو به عنوان سواد ارتباطی و سواد عاطفی یکی از مهم ترین گزینه هایی است که کودکان و خانواده ها باید بیاموزند.

۲- درس خواندن قابل مذاکره نیست و جزو غعالیت هایی است که نباید با کودک مذاکره کنیم.

۳- زمان مسائل این چنینی را حل نخواهد کرد و شما بهتر است با ارامش و قاطعانه و حمایت کامل برای حل مساله اقدام نمایید.

موفق باشید

جلال مرادی  ۱۳۹۴/۰۱/۲۵

 
جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۹
موضوع روانشناسی

با عرض سلام و خسته نباشید من دختری۱۴ساله هستم…. مدتی به فیلم های ترسناک علاقه پیدا

کردم و تعدادی از اونا را مثل فیلمه های:حن گیر،کلبه ی وحشت،چشم،کلوپ خودکشی،ماماو….دیدم این فیلما باعث شده شبا به زحمت بخوابم و مجبور

باشم از ترس زود تر از بقیه بخوابم،بعضیوفتا هم یه دفه ای از خواب بیدار میشم و دیگه خوابم نمیبره،قبلا میخوابیدم اصلا وسط نصه شب بیدار

نمیشدم ولی الان اکثرا ساعتای دو یا سه بیدار میشن و بعد یا اصلا خوابم نمیبره یا به زحمت یه کم میخوابم، طوری شدم که بعضی شبا فقط سه یا دو

ساعت میخوابم….لطفا کمکم کنید ممنون

راز مبینا جان ، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

مبینا جان

 گفتن این موضوع که فیلم های منطبق با سن خود را نگاه کنید ، چیزی جز سرزنش نیست. ولی در هر

حال شما دیده اید و در حال حاضر دچار ترس شده ایدو باید برای برطرف کردن این موضوع اقدام به تمرین تن آرامی نمایید. همچنین از دیدن فیلم

های بیشتر در این زمینه پرهیز نمایید.

در صورتی که تن آرامی و تصویر سازی را نتوانستید خود انجام دهید لطفا حضوری مراجعه

نمایید.

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۱/۲۵

محسن

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

با عرض سلام و درود.من معلول۲۴ ساله ای هستم که از بچگی با کوچکترین صدا از جا می

پریدم.متاسفانه بزرگتر که شدم این از جاپریدن بیشتر شد. به طوری که وقتی داخل یک جمع هستم دچار استرس و اصطراب میشم که نکنه دوباره

صدایی به گوشم بخوره و من از جا بپرم و دیگران بهم بخندند و متاسفانه همین اتفاق هم رخ میده و باعث خجالت من میشه. از شما تقاضا دارم به من

کمک کنید تا مشکل من برطرف بشه. درضمن اگر امکان داره راهنمایی هاتون رو به ایمیلم بفرستید. یاعلی

راز محسن جان، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

شما به صدا های بلند حساسیت دارید.و از طریق حساسیت زدایی منظم می توانید با این مشکل کنار

آید و چند جلسه رفتار درمانی برای درمان کافی خواهد بود.

موفق و سلامت باشید.

جلال مرادی ۱۳۹۴/۰۱/۲۴

معصومه

باسلام من در جایی مشغول به کار هستم که به صورت هییت مدیره مدیریت می شود ۵ نفر هییت

مدیره که یک نفر رییس هییت مدیره است بین ۲ نفر یعنی رییس و یکی از اعضای هییت مدیره از اول اختلاف بوده و روز به روز هم این اختلاف بیشتر

میشه این اختلاف باعث شده من دچار استرس بشم از یه طرف رییس به من میگه اگه سندی مدرکی خواست در اختیارش قرار نده از یه طرف دعوای

اون عضو هییت مدیره بامنه خیلی وقتا بوده تصمیم گرفتم کارمو ول کنم اما چون واقعا به کار احتیاج ندارم نمیتونم این کارو بکنم توروخدا بهم کمک

کنین من چیکار باید بکنم

راز معصومه جان، آقای دکتر جلال

مرادی به سوال شما پاسخ داده اند.

سلام

مطابق با اصول حرفه ای رفتاد نمایید هر درخواستی برای دریافت مدارک شرکت باید کتبی نوشته شود

و شما موافقت مدیر عامل را در پاراف نامه داشته باشید. با رعایت این موضوع تمامی درخواست های شفاهی فاقد اعتبار خواهد بود و شما به انها توجه

نداشته باشید.

مراجعه حضوری و بررسی سبک شخصیت و استرس شغلی شما به من خواهد گفت این کار در حال

حاضر مناسب خواهد بود یا خیر.

موفق باشید.

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۱/۲۳

مائده

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۷
موضوع روانشناسی

سلام. خسته نباشید. راستش اخیراً دچار مشکل خیلی بدی شدم. مدام فکر می کنم می خوام بمیرم و

این باعث ایجاد ترس وحشتناکی بخصوص هنگام شب در من شده. نمی تونم بخوابم و همین که چشمامو رو هم می گذارم فکر مرگ و عذاب قبر و … مرا

تا حد جنون می کشاند. از لحاظ اعتقادی بد نیستم و سعی می کنم تا جایی که می تونم مرتکب گناه نشم با این حال به شدت می ترسم و این افکار آرامشو

ازم گرفته. تپش قلب گرفتم و حتی نمی تونم تمرکز کنم. و چون کنکور در پیش دارم شدیدا نگرانم که این وضعیت به ضررم تموم بشه. خواهشا کمکم

کنید. چطور می تونم آرامشو به زندگیم برگردونم؟! دارم دیوانه می شم…

راز آقای جلال مرادی به سوال

شما پاسخ داده اند.

سلام

استرس کنکور و  اضطراب های قبلی شما باعث شده است در حال حاضر از بهداشت روانی خوبی

برخوردار نباشید. و در این موقعیت هم با توجه به نزدیکی کنکور بایستی دوره مدیریت استرس را بگذرانید.

راهکارهای کاهش استرس را مطالعه و اجرا نمایید.

ولی باید بدانید در یک زمان مناسب برای رفع ترس مرضی خود اقدام نمایید.

برای شما آرزوی موفقیت و سلامتی دارم

جلال مرادی        ۱۳۹۴/۰۱/۱۹

زهرا

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ١٣۶٣
موضوع روانشناسی

سلام من حدود ۵ سال است که ازدواج کردم وشوهرم به طور کلی ادم سرد مزاجی هست من راهای

مختلفی را امتحان کردم ولی نتونستم کاری برای سرد مزاجیش بکنم البته وقتی هم که انجام میدهیم هردو به ارگاسم میرسیم .ولی حتی اگر

١۵ روز هم با هم نکنیم همسرم جلو نمیاد .ممنون میشم اگر راه حل ویا شماره ای برای مشاوره به من بدهید.

راز آقای دکتر جلال مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

با سلام

با توجه به اینکه رفتار جنسی هم مانند هر رفتار دیگه امکان تقویت دارد. پیشنهاد می کنم در دوره

های افزایش رضایت جنسی مرکز شرکت نمایید.

نشانی: تهران – خیابان آفریقای شمالی – بالاتر از ظفر – نبش ارمغان شرقی – پلاک ۱ – طبقه دوم – واحد ۸

تلفن: ۰۲۱۲۲۰۲۵۹۴۰

– ۰۲۱۲۲۰۱۹۱۲۸

۰۲۱۲۲۰۱۳۱۶۶

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۱/۱۷

م سعیدی

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع تحصیلی

باسلام. من دانش اموز زرنگی بودم و نمرات بالا میگرفتم. اما در یک و نیم سال اخیر اصلا و به هیچ

وجه تمرکز ندارم.الان مشکلی هم در زندگی ندارم که بخواهد ذهن مرا مشغول کند. ذهنم مثل تلویزیون هست که هر چه از ان میگذرد اینقدر این

افکار به ذهنم می اید که مرا شدیدا کلافه میکند و در نهایت که میبینم نمیتوانم تمرکز کنم گریه میکنم و دست از خواندن برمیدارم . اوایل سعی

کردم تمرکزم را با تمرین بیشتر کنم و تمام نکات صحیح برای مطالعه مفید را انجام میدادم ولی شرایطم فرق نکرد مثلا افکاری راکه به ذهنم میامد را

مینوشتم. ولی اصلا مفید نبود و باعث شد کنکورم را بد بدهم و بعد از فقط گریه میکنم چون به هیچ وجه نمیتوانم تمرکز کنم . الان هم شب و روز کارم

فقط گریه هست و افسرده شدم. به خدا التماس میکنم که کمکم کند ولی هیچی به هیچی . همه ی امیدم در زندگی درسم بوده و هست ولی الان دیگر

امیدم را هم از دست داده ام و از خدا میخواهم مشکلم را حل کند یا عمرم را بردارد . حالا هیچی ندارم نه امید نه زندگی. در این یک و سال نیم به

خاطره این مشکل چنان فشار عصبی داشتم که موهایم به شدت ریخت و نصف شد و حالا زندگیم را باخته ام. من از خدا میخوام بهم تمرکز بده تا صبح تا

شب درس بخونم. کمکم کنید تو رو خدا

راز آقای دکتر جلال  مرادی به

سوال شما پاسخ داده اند.

خانم سعیدی

سلام

برای بازیافت انگیزه بهتر است از یک موسسه و مشاوره تحصیلی بهره ببرید تا از طریق رقابت و برنامه

ریزی درسی مناسب به نتیجه برسید.

موفق باشید

جلال مرادی   ۱۳۹۴/۰۱/۱۷

 
جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

سلام. من یه دختر ۲۶ ساله ام. کارشناسیمو تو امیرکبیر و مهندسی مکانیک خوندم. ارشد mba از

دانشگاه تهران. من تخیل قوی دارم و مشکلی که دارم اینه که به هزاران چیز علاقمندم. من موقعی که کارشناسی می خوندم تصمیم داشتم از مکانیک

رشته مو به ۲۰ تا رشته دیگه تغییر بدم. هرکدومو به اندازه ۳ هفته پیگیری می کردم و فکر می کردم دوست دارم و بعد سرد میشدم تا اینکه ارشد

mba رو بلاخره انتخاب کردم. رفتم سر کار و بعد ۱۱ ماه و ۳ بار جابجایی تو محیط کارم ازش خسته شدم و اومدم بیرون.

الان پایان ناممو باید بنویسم ولی ۱۱ ماه گذشته نتونستم موضوع انتخاب کنم. هر روز یه موضوع

جدیدو دوست دارم. نمی دونم با این ذهن هوس باز خودم چطور کنار بیامو باهاش به صلح برسم. کارآفرینی رو دوست دارم ولی هر روز تو تخیلاتم به

یه کار جدید دست می زنم که اگه مقدماتش جور بشه برام بی معنی و بی ارزش می شه. داشتم فکر کمی کردم بشینم یه داستان بنویسم از شخصیتی

تخیلی که دست به بسیاری از مشاغل زده و توش همه مشاغلی که من هر هفته دنبال یکیشون میفتم رو امتحان کرده. (من مصداق بارز برنامه

تلویزیونی “چرا که نه!” هستم) :(( اما حتی واسه نوشتن این داستان هم حوصله ندارم. انگار همش تو دنیای درونم زندگی می کنم. تو محیط کار بمن

می گفتن خیلی پشتکار دارم و با اراده هستم ولی بسیار عجول و خیلی هم رک هستم. می خواهم بتونم از استعدادها و توانایی هایی که دارم استفاده

کنم و نذارم هدر برن.

بگین چطوری خودمو مدیریت کنم و بتونم به سمت شغلی برم که با این تنوع پرستی شدید من بتونه

کنار بیاد؟

راز آقای مرادی به سوال شما

پاسخ داده اند.

سلام

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل

در صورت مشکل در برقراري تماس به سايت ميهن مشاور مراجعه کنيد

تحصیل نیوز

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: سلام ,موضوع ,جلال ,خیلی ,وضعیت ,داده ,وضعیت تاهل ,پاسخ داده ,موضوع روانشناسی ,جلال مرادی ,تاهل مجرد ,اختلال اضطراب جدایی ,۱۳۷۲ موضوع روانشناسی ,م
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین وبلاگ ها

آخرین جستجو ها

پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان nezamevazifee پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان سایت ققنوس گوناگون پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان بازی و نرم افزار اندروید و Pc دانلود با لینک مستقیم دانلود کتاب های پی دی اف PDF تفریحات سالم 2